این پژوهش با هدف بررسی پذیرش هوش مصنوعی در حسابرسی در ایران و با تمرکز بر شناسایی چالشها، فرصتها و ارائه راهحلهای بومی انجام شده است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و الهام از نظریه زمینهگران، دادهها از طریق ۲۲ مصاحبه نیمهساختاریافته با متخصصان حسابرسی (حسابرسان حرفهای و اساتید دانشگاهی) طی ماههای مرداد تا مهر ۱۴۰۴ گردآوری شد. دادههاي مصاحبهها با روش نظرية دادهبنیاد و در سه مرحلة كدگذاري باز، محوري و انتخابي تحليل شدند. نرمافزار مكسكيودا براي تحليل دقيق و سريع دادههاي متني بهكار رفت. کاربردهای ساده هوش مصنوعی مانند اتوماسیون فرآیند رباتیک و یادگیری نظارتشده در مراحل برنامهریزی و جمعآوری شواهد حسابرسی رواج یافته و تا ۳۰% کارایی را بهبود بخشیدهاند. چالشهای اصلی شناساییشده شامل کمبود شفافیت و توضیحپذیری الگوریتمها، سوگیری دادهای، مخاطرات حریم خصوصی، کیفیت ناهمگون دادههای مالی، کمبود مهارتهای تخصصی در میان حسابرسان، و ناپایداری الگوها در محیط اقتصادی متغیر ایران است. راهحلهای پیشنهادی بر آموزش مستمر حسابرسان، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی توضیحپذیر، پاکسازی و استانداردسازی دادههای محلی، تدوین چارچوبهای نظارتی بومی و ایجاد کمیتههای نظارت مشترک تأکید دارند. چارچوب نظری ارائهشده با عنوان «تعادل پویا بین نوآوری هوش مصنوعی و حاکمیت انسانی»، پذیرش هوش مصنوعی را فرآیندی تکراری و تعاملی میداند که از طریق حکمرانی مشارکتی، چالشها را به فرصتهایی برای ارتقای کیفیت و کارایی حسابرسی تبدیل میکند. این پژوهش لزوم تدوین استانداردهای ملی و تقویت همکاری بین نهادهای حرفهای و دانشگاهی را برای تسهیل پذیرش مسئولانه و مؤثر هوش مصنوعی در اکوسیستم حسابرسی ایران مورد تأکید قرار میدهد.
Mosallanejad et al. (Sun,) studied this question.