هدف: شکست نقش کلیدی در یادگیری کارآفرینانه دارد و مسئلهای رایج در بین کارآفرینان است. اگرچه، یادگیری از شکست، موفقیت کارآفرینان را پس از شکست تضمین میکند، اما در برخی از اکوسیستم ها مانند ایران، توجه زیادی به این موضوع نشده است. فهم علل و ریشههای ذهنی شکست به طور ویژه در بین کارآفرینان سریالی میتواند جامعه علمی و اجرایی را به سمت راهکارهایی ببرد تا بازیابی هویتی و شخصیتی کارآفرینان پس از شکست را تسهیل کند. این فقدان دانش علمی و اجرایی باعث شد تا این مطالعه به بررسی ریشههای شناختی یادگیری از شکست بپردازد تا فهم بهتری در رابطه با یادگیری از شکست حاصل شود. روش: این مطالعه از منظر هدف کاربردی، از منظر اطلاعات گردآوری شده آمیخته و از منظر ماهیت با رویکرد استقرایی-قیاسی و به طور خاص از طریق فراترکیب 40 مقاله اقدام به شناسایی عوامل شناختی موثر در یادگیری از شکست کرده است. سپس این عوامل از طریق نظرسنجی از 10 کارآفرین سریالی که با رویکرد نمونهبرداری هدفمند انتخاب شده بودند مورد اولویتبندی قرار گرفت. دادههای نظرسنجی خبرگان برای تجزیه و تحلیل دادههای کمی و درک عوامل کلیدی مؤثر در یادگیری از شکست در میان کارآفرینان سریالی، به روش بهترین-بدترین مورد استفاده قرار گرفت.یافته: نتایج بر اساس بررسی مبانی نظری این بینش را ارائه داد که یادگیری از شکست کارآفرینان تحت تأثیر 24 عامل شاختی است. سپس با اولویت بندی عوامل مذکور، «تجربه قبلی» به عنوان مهم ترین (بهترین) عامل و «وسوسه فرصت» به عنوان کم اهمیت ترین (بدترین) عامل شناسایی شد. طبق یافتهها شکست میتواند در نقش سرمایه برای کارآفرینان ظاهر شود، اگر کارآفرینان با اشتباهات خود کنار بیایند و از آنها درس بگیرند، به سمت موفقیت حرکت خواهند کرد. در این راستا نقش عواملی مثل ترس از شکست، هوشیاری کارآفرینانه و تواضع کارآفرینانه نیز حائز اهمیت بود. نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که دستاوردهای پس از شکست تحت تأثیر تجربیات جدید و اطلاعات جدید است. تجربه قبلی کارآفرینان و ترس از شکست تأثیر مهمی بر یادگیری از شکست دارد. از آنجایی که تجربه و دانش پیشین به کارآفرینان کمک میکند تا در شناسایی فرصتهای جدید واقعبین باشند، ترس آنها از شکست را کاهش میدهد و باعث موفقیت بعدی میشود. از سوی دیگر یادگیری کارآفرینان تحت تاثیر تواضع کارآفرینانه نیز میباشد. به طور کلی هر چقدر فرد متواضعتر باشد تمایل بیشتری به رفتار واقعبینانه با رویدادهایی مثل شکست خواهد داشت و با پذیرش موارد قابل بهبود اقدام به رفع آنها خواهد کرد که این موضوع به نوبه خود زمینهساز موفقیت کارآفرین در ورودهای مجدد بعدی خواهد شد. این مقاله رویکردی شناختی به فرآیند یادگیری از شکست کارآفرینان سریالی ارائه داد. این بینش جدید نقشی را که تجارب قبلی در توسعه نگرش کارآفرینان نسبت به یادگیری از شکست ایفا میکند، را پر رنگتر کرد. از سوی دیگر فهم روابط بین این عوامل میتواند نقش به سزایی در موفقیت کارآفرینان در ورودهای مجدد بعد از شکست و نیز بازیابی هویتی و عاطفی آنها داشته باشد.
محمدیان et al. (Sat,) studied this question.