هدف: در شرایط کنونی، بیکاری در استان اردبیل به یکی از مهمترین چالشهای فراروی استان مبدل گردیده و راهبردهایی همچون مهارت اشتغالپذیری که باعث کاهش میزان بیکاری در این استان اردبیل میشود، مورد توجه پژوهشگران و سیاستمداران قرار گرفته است. از این رو پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی مهارت اشتغالپذیری واحدهای فناور و دانشبنیان بر اساس رویکرد استراوس وکوبین (1989) انجام شد.روش: پژوهش حاضر رویکردی کیفی دارد و از (نظریه داده بنیاد) استفاده میکند. جامعه آماری پژوهش، شامل اعضای هیات علمی، خبرگان و کارآفرینان در سال 1401 بودند که دادهها با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته بدست آمد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها نیز از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.یافتهها: نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد؛ الگوی پارادایمی مهارت اشتغالپذیری از شرایط علی (کلان و خرد)، عوامل زمینهای (آموزشی، زیرساختی و حمایتی)، مقوله محوری (مهارت نرم و سخت)، متغیرهای مداخلهگر (فردی، تجربیات و توسعهای)، راهبرد (کاهش بوروکراسی، بینش استراتژیک، بازبینی در محتوای آموزشی و ...) و پیامد (افزایش اشتغال و تنوع شغلی، تخصصگرایی، ایجاد فرصت برابر، تناسب بین بازار کار و مهارتها) تشکیل یافته است.نتیجهگیری: معرفی الگوی مهارت اشتغالپذیری ضمن افزایش قابلیت اشتغال جوانان، میتواند توسط سیاست گذارن و فعالان شرکتهای فناور و دانشبنیان مورد استفاده قرار گیرد.
پورامینی et al. (Fri,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: