هدف: رسانههای اجتماعی فرصتهای درخور توجّهی را برای افراد فراهم کرده است تا درپی ایفای نقش یا تلاشهای کارآفرینانه باشند.در این راه یک پدیده نوظهور، افزایش تعداد زنانی است که به شخصیتهای تأثیرگذار رسانه های اجتماعی تبدیل می شوند و به عنوان یک نیروی محرّکه در چشم انداز کارآفرینی ایفای نقش می کنند. بر خلاف افراد مشهور، اینفلوئنسرها از زندگی شخصی خود برای برقراری ارتباط با مخاطبان، استفاده می کنند و میتوانند حس مرتبط بودن را ایجاد کنند. در نتیجه، تأثیرگذاران رسانههای اجتماعی تبدیل به قدرت قابل توجّهی شدهاند که با شبکۀ گستردۀ دنبالکنندگان خود میتوانند به افکار عمومی جهت داده یا آن را هدایت کنند. این موضوع فرصتهایی را برای روابط عمومی و شرکتهای تبلیغاتی ایجاد کرده است. بازاریابان، این موضوع را درک کردهاند و فعّالانه تاثیرگذاران رسانههای اجتماعی را در جریان اصلی فعالیتهای بازاریابی خود ادغام کردهاند تا به مشتریان بالقّوه برسند. این امرزنان تاثیرگذار رسانههای اجتماعی را به عنوان صاحبان کسب وکار و کارآفرین مشروعیت بخشیده است. پدیدۀ تأثیرگذاران رسانههای اجتماعی این امکان را برای بسیاری از افراد، بهویژه زنان فراهم میسازد تا در فعّالیتهای کارآفرینی شرکت کنند. زنان برجامعۀ تأثیرگذار رسانههای اجتماعی تسلط ویژه دارند و اینفلوئنسرهای حوزههای غذا، سفر، مد، اوقات فراغت و سرگرمی و محیطزیست را تشکیل میدهند. این پژوهش با هدف بررسی نقش زنان تأثیرگذار رسانه های اجتماعی در توسعۀ کارآفرینی و ارائه مدلی انجام شده است. روش: این پژوهش از منظر هدف بنیادی و بر اساس روش کیفی (نظریه مبنا داده ها)، با استفاده از ابزار گردآوری اطلاعات و مصاحبۀ نیمه ساختاریافته با 13 نفر از متخصصان و صاحب نظران آگاه و مسلّط براین موضوع و رسانه های اجتماعی و رسیدن به نقطۀ اشباع نظری و با توجّه به روش کدگذاری باز، مرکزی و انتخابی، موضوع تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پروتکل مصاحبه بر اساس مطالعات مقدماتی، مسئلۀ پژوهش مصاحبههای مقدماتی پس ازتأیید اساتید، و بررسی اولیه مبانی نظری پژوهش طرّاحی شده است. تعداد کل کدهای ثبت شده توسط محقق 52 عدد و تعداد کل توافقات بین کدها 25 عدد می باشد. پایایی بین کدگذار برای مصاحبه های انجام شده در این تحقیق با استفاده از فرمول مذکور معادل 73درصد می باشد. با توجّه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبۀ فعلی مناسب است. به منظور کسب اطمینان از روایی تحقیق، سعی شد نمونهای آماری از افرادی باشد که از دانش و تخصص لازم در زمینۀ تحقیق برخوردارند، همچنین سعی شد مداخلۀ محققین در تحقیق به حداقل ممکن برسد. یافتههای مصاحبههای انجام شده بعد از پیادهسازی در اختیار شرکتکنندگان (مصاحبهشوندگان) قرارگرفت تا نظرات خود را درباره صحت و دقّت آن بیان نمایند. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که در پایان فرایند کدگذاری باز 147 مفهوم برچسبگذاری شد. در پایان مرحلۀ کدگذاری باز مفاهیم اولیه بررسی، تحلیل و دستهبندی شدند تا مقولات فرعی شناسایی شوند. بر این اساس در نهایت 25 مقولۀ فرعی از بین 147 کد باز استخراج شد. در ادامۀ شکلگیری نظریۀ دادهبنیاد کدگذاری مفاهیم مورد توجّه قرار گرفت و مفاهیم کلیدی و محوری برای شناسایی مقولات فرعی با استفاده از مقایسۀ استقرا و مراجعه به ادبیات پژوهش انتخاب شد. در پایان مرحلۀ کدگذاری محوری 12 مقولۀ اصلی شناسایی شد. طبقهبندی نتایج بهدستآمده بر طرّاحی مدل متمرکز است و این مدل دارای شش کد اصلی است: شرایط علّی شامل (استقلال و خودکفایی زنان، آزادی اجتماعی و دامنۀ نفوذ رسانهها)، شرایط پیشزمینه شامل (نفوذ و قدرت تأثیرگذاران، زیرساختهای همگرا)، شرایط مداخلهگر، (خودبرندسازی تأثیرگذاران، حساسیتهای فرهنگی)، استراتژیها، (خلاقیت و نوآوری، شبکههای آنلاین) نتایج بهعنوان (قدرت و تعادل عاطفی، خودسازی) طبقهبندی شدند. ارتقاء آگاهی، انعطاف پذیری). نتیجه: اینفلوئنسرهای زن با در نظر گرفتن نقش سرپرستی و تأثیرگذاری با هدف آگاهی، رفتارهای خاصی را تشویق میکنند که منجر به پذیرش بیشتر کارآفرینی میشود. بنابراین حضور اینفلوئنسرها و شبکه های اجتماعی، ازجمله مهمترین عوامل برای توسعۀ کارآفرینی است. در واقع، استفاده از رسانههای اجتماعی یکی از محبوبترین فعّالیتهای آنلاین است. ﻫﻤﺎنﻃﻮرﮐﻪ در ﻣﺪل ﭘﺎراداﯾﻤﯽ نقش زنان اینفلوئنسر رسانههای اجتماعی در ارتقای و توسعه کارآفرینی ﻧﺸﺎن داده ﺷﺪه اﺳﺖ، ﯾﮑﯽ از ﺿﺮورتﻫﺎی ﺗﻮسعه کارآفرینی اﺳﺘﻔﺎده از ﺑﺴﺘﺮ رﺳﺎﻧﻪﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ. این نظریه مکانیسمهایی را توصیف می کند که از طریق آن می توان از بستر فضای مجازی و رسانه های اجتماعی درجهت توسعه و ارتقای کارآفرینی بهره گرفت با توجّه به مؤلفههای کسب شده، مدیران بازاریابی میتوانند از این مدل برای توسعۀ کارآفرینی مبتنی بر تأثیرگذاران زن، در شبکههای اجتماعی خود، نهایت استفاده را ببرند.
کلور et al. (Fri,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: