پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال اساسی است که چگونه یک کسبوکار کارآفرینانه در شرایطی که هنوز بازاری برای آن وجود ندارد و یا زمانی که در مراحل گوناگون رشد قرار دارد، بازاریابی را به عنوان ابزاری برای توسعه به کار میگیرد. رویکرد پژوهش از نوع کیفی و از منظر ماهیت اکتشافی و از منظر هدف کاربردی است. در این پژوهش از استراتژی پژوهش پدیدار شناسی استفاده شده و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه عمیق بوده است. جامعه آماری این پژوهش کارآفرینان ایرانی فعال در حوزه استارتآپهای الکترونیکی تا پایان شهریورماه سال 1400 بوده و از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شده است. در مجموع 8 مصاحبه عمیق پدیدارشناسانه، صورت گرفته و دادهها گردآوری شده است. در نهایت تعداد 51 مقوله در قالب 5 مضمون اصلی شناسایی و دستهبندی گردیده است. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر مجموعه فعالیتهایی که کارآفرینان در هر مرحله از مراحل عمر کسب و کار خود در مواجهه با بازار انجام میدهند متفاوت خواهد بود. تفاوت فوق در چگونگی کشف فرصتهای بازار، اهداف بازاریابی، منابع در دسترس، انتخاب بازار هدف و ترکیببندی آمیخته بازاریابی قابل مشاهده است. نتیجه اینکه کارآفرینان در مواجهه با بازار و حتی قبلتر از آن در زمان تصمیمگیری در رابطه با محصول یا خدمت خود جهت معرفی به بازار با توجه به دانش، داشتهها و تواناییهای خود اقدام مینمایند.
چوبینه et al. (Wed,) studied this question.