هدف: کسبوکارهای کوچک و متوسط به عنوان عنصری حیاتی در توسعه پایدار و رشد اقتصادی، نقش بسزایی ایفا میکنند. این نوع کسبوکارها، با تأثیر فراوانی در تولید ناخالص داخلی، ایجاد اشتغال، تولید درآمد و کاهش فقر در کشورهای درحالتوسعه و توسعهیافته مشارکت دارند. خوشههای کسبوکار به عنوان گروهی از بنگاههای تجاری و غیرتجاری در یک مکان جغرافیایی، با همکاری در تولید محصولات مشابه و مرتبط، ارتباطات عمودی و افقی برقرار میکنند و در بسیاری از موارد همکاری جمعی و اقدامات مشترک دارند.خوشهبندی امکان ایجاد هماهنگی در شبکههای محلی را بین صنایع، دانشگاهها، و سایر عوامل در یک منطقه فراهم میآورد، تا به مناطق دیگر نسبت به مزیت رقابتی برخوردار شوند. خوشههای کسب وکار به خدمات توسعه کسبوکار نیاز دارند تا بتوانند به بهترین شکل ممکن از پتانسیلها و امکانات منطقه بهرهمند شوند. یک خوشه کسبوکار، نهتنها شامل شرکتها عضو خوشه ، بلکه سازمانها، تأمینکنندگان مواد اولیه، پیمانکاران فرعی، خریداران، صادرکنندگان، تأمینکنندگان ماشینآلات، نهادهای مختلف پشتیبان، مشاوران، خدمات عمومی، واحدهای مرتبط به سیستم حملونقل و سایر تأمینکنندگان خدمات توسعه کسب وکار را نیز شامل میشود.پژوهش حاضر باهدف ، ارائه الگوی پارادایمی برای بهبود خدمات توسعه کسبوکار در خوشههای کسبوکار انجامشده است. تلاش دارد این سؤال را پاسخ دهد مدل مناسب بهبود خدمات توسعه کسبوکار در خوشههای کسبوکار چگونه است و دارای چه مؤلفههایی است؟ روش: این تحقیق از نوع هدف، کاربردی و از حیث ماهیت اکتشافی، برحسب روش تحقیق، کیفی - داده بنیاد است. جامعه آماری ، شامل خبرگان، افراد صاحبنظر در زمینه خوشههای کسبوکار و مشاورین مستقر در مراکز خدمات مشاوره کسبوکار سراسر کشور در سال 1401 میباشند. نمونه آماری به روش نمونهگیری نظری هدفمند به تعداد 16 نفر انتخابشدهاند. ابزار اصلی جمعآوری دادهها، مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته بوده و مصاحبه با مشارکتکنندگان تا حد اشباع نظری ادامه یافته است. علاوه بر مصاحبهها، از منابع مکتوب نیز استفاده کردیم. همچنین، از مستندات اینترنتی با جستجو در پایگاههای اطلاعاتی و منابع آنلاین، مقالات و مطالب مرتبط با موضوع را بررسی کردیم و از این طریق اطلاعات جدید و بهروز را به دست آوردیم. به منظور کسب اطمینان از روایی تحقیق، سعی شد نمونه ای آماری از افرادی باشد که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردارند، همچنین سعی شد مداخله محققین در تحقیق به حداقل ممکن برسد. یافته های مصاحبه های انجام شده بعد از پیاده سازی در اختیار شرکت کنندگان (مصاحبه شوندگان) قرارگرفت تا نظرات خود را درباره صحت و دقّت آن بیان نمایند. و پایایی آن با اجرای روش باز آزمون (82/0) تأیید گردیده است. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از بسته نرمافزاری تحلیل کیفی مکس کیودا 2020 استفاده شد.یافتهها: در این تحقیق، دادههای جمعآوریشده از مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته به سه مرحله کدگذاری تحت عناوین کدگذاری باز، محوری، و انتخابی تحت تحلیل قرار گرفت. در مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی، 1367 کد خام مرتبط با محورهای اصلی پدیده محوری، عوامل علی، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردهای تأثیرگذار و پیامدهای پیادهسازی مدل استخراج شد. پس از انجام مراحل کدگذاری، 66 مقوله محوری بهعنوان مقولات نهایی تائید شدند و در 17 مقوله اصلی جایگذاری شدند. در حوزه پدیده محوری 1 مقوله اصلی و 6 مقوله محوری، در حوزه عوامل علی مؤثر، 2 مقوله اصلی و 5 مقوله محوری، در حوزه عوامل زمینهای، 4 مقوله اصلی و 16 مقوله محوری، در حوزه عوامل مداخلهگر، 5 مقوله اصلی و 16 مقوله محوری، و در حوزه راهبردهای تأثیرگذار، 4 مقوله اصلی و 20 مقوله محوری شناسایی شدند. در زمینهی پیامدها نیز، 1 مقوله اصلی و 3 مقوله محوری بهعنوان مهمترین مؤلفههای تشکیلدهنده بهبود خدمات توسعه کسبوکار در خوشههای کسبوکار شناسایی شدند.نتیجه: این پژوهش یک مدل پارادایمی برای بهبود خدمات توسعه کسب و کار در خوشههای کسب و کار ارائه کرده است.،نظریه مدل بهبود خدمات توسعه کسبوکار که بر اساس نتایج کدگذاری باز و محوری حاصلشده است، بیان میکند که خدمات توسعه کسبوکار تابعی از شرایط علی، از قبیل وضعیت تقاضا و عرضه خدمات کسبوکار، شرایط زمینهای از جمله ساختارهای نهادی، عوامل سیاسی و اقتصادی، کارکردهای سازمانی و نهادهای پشتیبان، و شرایط مداخلهگر، از جمله شرکت شهرکهای صنعتی استانها، ذینفعان، نظارت و ارزیابی، ویژگیها و عملکرد گروه مدیریت توسعه خوشه و اعتمادسازی، اطلاعات و ارتباطات را دربرمیگیرد.
پور et al. (Fri,) studied this question.