هدف: هدف این پژوهش تعیین تأثیر مهربانی و شوخطبعی مدیران بر جذابیت برند کارفرما با نقش میانجی کارآفرینی سازمانی در دانشگاههای خصوصی استان هرات است. روش: این پژوهش بر اساس روش توصیفی پیمایشی و بر اساس هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران دانشگاههای خصوصی استان هرات است که 360 نفر از بین 714 نفر با استفاده از نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم، انتخاب شدند. برای جمع آوری دادههای اولیه از روش پرسشنامه و دادههای ثانویه با روش کتابخانهای جمعآوری گردیده است. این پژوهش شامل چهار متغیر مهربانیمدیران، شوخطبعی مدیران، جذابیت برند کارفرما و کارآفرینیسازمانی است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها و پاسخگویی به فرضیههای پژوهش، از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی (CFA) و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شده است. بدین منظور از نرم افزار Amos24 مورد استفاده قرار گرفته است.یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که تأثیر مهربانی مدیران با ضریب مسیر 70/0 و شوخطبعی مدیران با داشتن ضریب مسیر 33/0 در جذابیت برند کارفرما مورد تائید قرار میگیرد. نتایج فرضیات سوم و چهارم همچنین نشان میدهد که مهربانی و شوخطبعی مدیران با ضرایب مسیر 015/0 و 03/0 نقش میانجی را در رابطه بین مهربانی و شوخطبعی مدیران بر جذابیت برند کارفرما بازی میکند. بر اساس نتایج آزمون فرضیهها مهربانی مدیران (70 درصد) و شوخطبعی مدیران (33 درصد) بر جذابیت برند کارفرما تأثیر مستقیم و معنادار دارد و نقش میانجیگری کارآفرینی سازمانی در تأثیر مهربانی و شوخطبعی مدیران برجذابیت برند کارفرما نیز مورد تائید قرار گرفت.نتیجهگیری: مهربانی و شوخطبعی مدیران و همچنین کارآفرینی سازمانی به عنوان متغییر میانجی، برای موفقیت دانشگاهها نقش مهم و قابل توجهی را ایفا مینمایند و از طریق این عوامل میتوان جذابیت برند کارفرما را در این دانشگاهها بهبود بخشید. این سه متغیر، جذابیت برند کارفرما را در دانشگاههای خصوصی استان هرات، در جهت مثبت هدایت میکنند. مدل ساختاری بهدستآمده، تأثیر علی مهربانیمدیران و شوخطبعیمدیران را بر جذابیت برند کارفرمایی دانشگاههای خصوصی و بر کارآفرینی سازمانی نشان داد. نتایج پژوهش حاضر در دانشگاههای استان هرات کاربرد عملی دارد. بنابراین، از منظر عملی، با توجه به یافتههای پژوهش، و بر اساس تأثیری که کارآفرینی سازمانی بر جذابیت برند کارفرما دارد، دانشگاهها میتوانند با تدوین برنامههای کارآفرینمحور، از روشهای مشارکتمحور برای همکاری کارآفرینان با یکدیگر استفاده کنند. همچنین با توجه به تأثیر قابلیت نوآوری بر عملکرد فعالیت های دانشگاهی، ایجاد فضای انگیزشی برای نوآوری، ایجاد فرصت برای کارکنان برای ارائه ایده، نادیده گرفتن شکستهای احتمالی در ارائه نوآوریها و ایجاد فضای دوستانه در محیط کار، میتواند قابلیتهای نوآوری و کارآفرینی را افزایش دهد. در نهایت مهربانی مدیران، شوخطبعی مدیران و افزایش توانمندیهای کارآفرینی کارکنان دانشگاه، منجر به ایجاد کسب و کارهای کارآفرینمحور میشود که ویژگیهای اصلی آن خلاقیت، نوآوری و ارزشآفرینی و در نتیجه موجب افزایش جذابیت برند کارفرما در دانشگاه میگردد.
افشارزاده et al. (Fri,) studied this question.