کارآفرینی اجتماعی، بهعنوان رویکردی نوین برای مواجهه با چالشهای پیچیدهای نظیر فقر و کمبود منابع در مناطق محروم، نیازمند چارچوبهایی نظاممند و کارآمد است که بتواند خلاقیت و اجماع اجتماعی را برای حل مسائل پیچیده و چندوجهی به یکدیگر پیوند دهد. در این مقاله ضمن معرفی چارچوب KCP (دانش-مفهوم-پیشنهاد) ساخت یافته بر پایه تئوری طراحی C-K و کارا در خلق راهحلهای پایدار و تأثیرگذار به ارزیابی پسینی اعتبار آن پرداخته خواهد شد. کاربست این چارچوب در تحلیل و طراحی پروژههای کارآفرینی اجتماعی در این مقاله نشان خواهد داد که این چارچوب به دلیل تلفیق خلاقیت و در نظر گرفتن خرد جمعی نه تنها در طراحی موثر است؛ بلکه در پیادهسازی نیز دارای ضمانت اجراست. ارزیابی پسینی این چارچوب از طریق انجام مطالعه موردی پروژه پرورش ماهی قزلآلا در منطقه رستمآباد، استان چهارمحال و بختیاری صورت پذیرفته است. در این روش کیفی که در آن مصاحبههای نیمهساختاریافته (1404) با متولیان این پروژه به انجام رسید، جهت تدقیق گفتارها و صحت سنجی آنها، مثلثبندی با داده های اسنادی نیز به انجام رسید. یافتهها حاکی از آن است که فاز دانش با تولید دانش فنی (مانند آزمایش کیفیت آب و مشاورههای تخصصی شیلات)، فاز مفهوم با خلق ایدههای نوآورانه (نظیر تأسیس استخرهای پرورش ماهی و راهاندازی تعاونی) و فاز پیشنهاد با ارائه استراتژیهای عملی (همچون تسهیلات بانکی و برنامههای آموزشی) به موفقیت پروژه یاری رسانده است. این پژوهش روشن ساخت که استفاده از این چارچوب نهتنها در تحلیل فرآیندهای پروژه اثربخش است و قادر به مدیریت موانع شناختی (کمبود دانش) و اجتماعی (مقاومتهای فرهنگی) است، بلکه متضمن پایداری پروژههاست و میتواند بهعنوان راهنمایی عملی برای طراحی نوآوریهای اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
ابیانه et al. (Fri,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: