هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش دانشگاه نسل سوم در پرورش دانشآموختگان شایسته از منظر معماری منابع انسانی است. با تحلیل این نقش، میتوان استراتژیهایی را برای طراحی و اجرای یک نظام منابع انسانی هوشمندانه ارائه داد که در آن استعدادها شکوفا شده و شایستگیهای کارآفرینانه پرورش مییابند، از اینرو در پژوهش حاضر به نقش دانشگاه نسل سوم در پرورش دانش آموختگان شایسته از منظر معماری منابع انسانی پرداخته خواهد شد.روش: پژوهش حاضر با رویکرد استقرائی - کیفی و بهرهمندی از روش مرور نظاممند با استفاده از چارچوب اوکلی و شابرام (2010) برای بررسی عمیق نقش معماری منابع انسانی در دانشگاههای نسل سوم در راستای پرورش دانشآموختگان شایسته پرداخته است. مراحل پژوهش حاضر شامل تعیین هدف و پرسش پژوهش، تهیه پروتکل جستجو با استفاده از استاندارد PRIZMA، جستجوی جامع در پایگاه داده Scopus با کلیدواژههای مشخص، غربالگری مقالات بر اساس عنوان، چکیده و چارک مجله Q1 و Q2ارزیابی کیفیت مقالات با استفاده از چکلیستCASP، استخراج دادهها از طریق تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی و در نهایت، ترکیب و ارائه یافتهها در قالب کدهای مفهومی اصلی و فرعی است. ناگفته نماند برای اطمینان از اینکه مفاهیم شایستگی دانش آموختگان، معماری منابع انسانی و دانشگاه نسل سوم در مقالات مورد بررسی موجود باشد، ابتدا، عنوان، چکیده و کلیدواژههای موجود در اسناد بررسی شدند و سعی شد مقالاتی که بیشترین ارتباط را با مولفههای پؤوهش دارد در استراتژی جستجو مورد توجه قرار گیرد، همچنین با توجه به محدود بودن منابع، محدودیتی از حیث بازه زمانی برای جستوجو در نظر گرفته نشد و در نهایت نمونه اولیه مقالات در جسجوی اولیه 567 مقاله بدون غربالگری استخراج شد، پس از انجام غربالگری، مجموعهای شامل 29 مقاله به دست آمد. یافتهها: نتایج نشان میدهد که این معماری بر سه رکن اساسی استوار (ورودی، فرایند و خروجی) است: مجریان شایسته(استادان و مدیران)، کارکردهای همافزا و دانشآموختگان شایسته که ظرفیت کارآفرین شدن را داشته باشند، نخست، مجریان شایسته، بهویژه استادان و مدیران به عنوان ورودی، موتور محرکه این تحول هستند، استادان دیگر تنها انتقالدهنده دانش نیستند، بلکه مربیان، نوآوران و کارآفرینانی هستند که با نوآوری در روشهای تدریس و توسعه سرمایه روانشناختی دانشجویان، روحیه خلاقیت و حل مسئله را در آنها تقویت میکنند. این رویکرد مستلزم تغییر نگرش اعضای هیئت علمی و همسوسازی آنها با چشماندازهای کارآفرینانه است، در کنار آنها، مدیران دانشگاهی با اتخاذ یک معماری راهبردی، منابع انسانی را به ابزاری برای خلق مزیت رقابتی پایدار تبدیل میکنند یافتهها تأکید میکنند که مدیریت باید بر مبنای شایستگیهای فردی و ویژگیهای روانشناختی صورت گیرد تا در نهایت، نیروی انسانی به یک عامل استراتژیک در تصمیمگیریهای کلان تبدیل شود. دوم، کارکردهای همافزا شامل آموزش، پژوهش و فناوری، باید از رویکردهای سنتی فاصله بگیرند، آموزش باید به سوی توسعه مهارتهای اشتغالپذیری و کارآفرینی حرکت کند و با بازنگری برنامههای درسی، فاصله میان آموزش و نیازهای بازار کار را از بین ببرد. تأکید بر جنبه عملی تحصیل و استفاده از روشهای نوین آموزشی مانند یادگیری فعال، کلید موفقیت در این زمینه است. همچنین، پژوهش باید از حالت نظری خارج شده و با تمرکز بر تبدیل ایده به راهحلهای عملی، به طور مستقیم به حل مشکلات جامعه بپردازد. در نهایت، فناوری به عنوان یک بستر توانمندساز، نه تنها به تحول آموزشی در بستر دیجیتال کمک میکند، بلکه با فراهم آوردن دادههای پشتیبانی تصمیمات راهبردی، مدیریت دانشگاه را نیز متحول میسازد. این دو فرایند، در پیوند با یکدیگر و در بستر زمینهای موجود به خلق و توسعه دانشآموختگان شایسته میانجامد، دانش آموختگانی که توانایی، دانش و مهارت ورود به کسب و کار و کارآفرینی را داشته و خلق ارزش میکنند. لذا با توجه به بررسی یافتههای پژوهش میتوان دریافت دانشگاه نسل سوم با رویکردی مبتنی بر معماری منابع انسانی در سه گام ورودی، فرایند و خروجی قادر به تربیت نسلی از دانش آموختگانی خواهد بود که علاوه بر شایستگی آموزشی، پژوهشی و فناورانه مجهز به شایستگی کارآفرینانه نیز میباشند و در عرصه عمل نیز از آن بهره میبرند و آثار پایداری را به جا می گذارند.نتایج و مدل مفهومی: نتایج تحقیق نشان میدهد که معماری منابع انسانی یک مفهوم جامع و پویاست که فراتر از فرآیندهای سنتی مدیریت کارکنان است. این معماری یکپارچه، با هدف همسوسازی همه اجزا از جمله مجریان دانشگاه، کارکردها و دانشآموختگان، به دانشگاهها امکان میدهد تا به سازمانهایی انعطافپذیر، نوآور و تأثیرگذار در محیطهای پیچیده امروز تبدیل شوند. موفقیت در این مسیر مستلزم یک تحول عمیق در نگرش و رویکردهای مدیریتی و آموزشی است. .
زرجو et al. (Thu,) studied this question.