مقدمه و هدف: شناخت رابطه متقابل بین بخشهای مختلف اقتصادی یک کشوراز جمله بخشهاي كشاورزي و صنعت مي تواند برای ارزیابی سیاستهای اقتصادی گذشته و همچنين سياستگذاريهاي موثرتر در آينده بسیار مفید واقع شود مواد و روشها: شاخص بهره وري مالم كوئيست براي اندازه گيري رشد بهرهوری بخشهاي کشاورزی و صنعت و همچنين از الگوهاي مناسب اقتصاد سنجي در قالب پانل ديتا طی سالهای 1400-۱۳۸۶ برای ۳2 استان كشور بهره گرفته شده است. يافته ها : نتایج نشان داد كه رشد بهرهوري در بخش كشاورزي تاثير مثبت و معني داري روي ارزشافزوده اين بخش داشته ولي رشد بهره وري بخش صنعت روي ارزش افزوده بخش كشاورزي تاثير معنيداري ندارد. همچنين رشد بهره وري هم در خود بخش صنعت و هم در بخش كشاورزي تاثير مثبت و معنيداري روي ارزش فزوده بخش صنعت دارد. بطوريكه يك درصد افزايش رشد بهرهوري در بخش كشاورزي 2/0 درصد ارزش افزوده بخش صنعت را افزايش ميدهد بحث و نتیجه گیری: از لحاظ تحريك بهرهوري يك ارتباط يك طرفه از بخش كشاورزي به بخش صنعت وجود دارد. به عبارت ديگر رشد بهره وري بخش كشاورزي روي بخش صنعت تاثير گذار هست ولي رشد بهره وري در بخش صنعت، بخش كشاورزي را تحت تاثير قرار نميدهد. البته با توجه به تفاوت ساختار صنعت و كشاورزي در استانهاي مختلف شدت و حدت اين ارتباط نيز متفاوت است. بنابراين با انجام سرمايهگذاريها و ايجاد ساختار مناسب ميتوان ارتباط متقابل اقتصادی بین بخشهای کشاورزی و صنعت در مناطق مختلف را تقويت كرده و موجبات رشد بيشتر هر دو بخش را فراهم آورد.
Hosseinzad et al. (Wed,) studied this question.