هدف : پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر حاشیه سود خالص، نسبت اهرمی و برنامهریزی مالیاتی بر مدیریت سود شرکتهای پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران صورت پذیرفته است . روش : جامعه آماری این پژوهش، کلیه شرکتهای بورسی و فرابورسی پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران است. پس از اعمال معیارهای گزینش، تعداد 232 شرکت به عنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای مربوط به این شرکتها برای دوره زمانی7 ساله، از سالهای 1396 تا 1402، جمعآوری و در مجموع دادههای 1624 سال - شرکت مورد تحلیل قرار گرفت . یافتهها : یافتههای پژوهش نشان داد حاشیه سود خالص و برنامهریزی مالیاتی با مدیریت سود رابطه معکوس و معناداری دارد. در واقع فرضیه اول و سوم تأیید شد؛ این در حالی است که نسبت اهرمی رابطه معناداری با مدیریت سود ندارد و فرضیه دوم تأیید نشد. نتیجهگیری : یافتههای پژوهش نشان دادند بین حاشیه سود خالص و مدیریت سود رابطهای معکوس و معنادار وجود دارد. این مسئله نشان داد که شرکتهایی با سودآوری بالا، از مدیریت سود کمتری استفاده کردهاند. همچنین نسبت اهرمی و مدیریت سود رابطه معناداری ندارند. این بدان معناست که عوامل دیگری غیر از اهرم مالی؛ مانند ساختار مالکیت، نظارتهای قانونی یا عوامل فرهنگی نقش مهمتری در مدیریت سود ایفا میکنند. همچنین نتایج نشان داد که بین برنامهریزی مالیاتی و مدیریت سود رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. این بدان معناست که شرکتهایی که در برنامهریزی مالیاتی فعال هستند، تمرکز بیشتری بر مدیریت هزینهها و بهبود عملکرد واقعی خود دارند و کمتر به دنبال ارائه گزارشهای غیرواقعی هستند .
Mashayekh et al. (Mon,) studied this question.