بر اساس تئوری مالی رفتاری، سرمایهگذاران ممکن است به صورت هیجانی و غیر منطقی تصمیمگیری کنند. این گونه رفتار سرمایهگذاران میتواند با واکنش مدیران شرکتها مواجه شود و آنها برای راضی نگهداشتن سرمایهگذاران نیز دست به تصمیمگیریهای غیر منطقی بزنند. یکی از رفتارهای مدیران در واکنش به گراشهای رفتاری سرمایهگذاران چشمپوشی از فرصتهای سرمایهگذاری مطلوب است که نتیجه آنها در بلند مدت مشخص میشود و تمرکز خود را بر روی عملکرد کوتاهمدت قرار داده تا حداکثر سودآوری را در کوتاه مدت کسب نمایند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر گراشهای رفتاری سرمایهگذاران بر ناکارایی سرمایهگذاری شرکتها صورت گرفته است. به این منظور در سه فرضیه جداگانه تأثیر سه گرایش رفتاری سرمایهگذاران (شامل: رفتار کوتهبینانه سرمایهگذاران، رفتار احساسی سرمایهگذاران و رفتار تودهوار سرمایهگذاران) بر ناکارایی سرمایهگذاری شرکتها مورد بررسی قرار گرفت. جهت آزمون فرضیههای پژوهش از اطلاعات 140 شرکت از شرکتهای بازار سهام کشور ایران در دوره زمانی 7 ساله (یعنی از سال مالی 1394 تا 1400) استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل آماری دادههای پژوهش از نرم افزار اویوز ورژن 9 استفاده شده است. جهت آزمون فرضیهها از مدل رگرسیؤن چندگانه با روش دادههای تابلویی انجام شد. همچنین جهت انتخاب روش اثرات تصادفی و ثابت از ازمون هاسمن و به روش اثرات تصادفی استفاده شده است. بهطور کلی نتایج حاصل از آزمون مدلهای پژوهش نشان میدهد در بازار سهام کشور ایران، رفتار کوتهبینانه سرمایهگذاران، رفتار احساسی سرمایهگذاران و رفتار تودهوار سرمایهگذاران تأثیر مثبت معناداری بر ناکارایی سرمایهگذاری شرکتها دارند.
Tamoradi et al. (Thu,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: