امروزه توجه به جامعه و محیطزیست به عنوان یک امر ضروری و مهم در شرایط پیچیدگی اقتصادی و رکود اقتصادی میباشد که در شرایط پیچیدگی و رکود اقتصادی، هدف بازار صرفاً مشتریمداری نیست بلکه به سوی توجه به حساسیتهای جامعه سوق پیدا کرده است که توجه به نسل آینده و تبیین عدالت برای جامعه و محیطزیست باید در قالب بازاریابی پایدار عملیاتی گردد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل موانع پیادهسازی بازاریابی پایدار در شرایط پیچیدگی و رکود اقتصادی انجام شده است که موانع پیادهسازی و توسعه بازاریابی پایدار سازمانها را ارائه میدهد که سازمانها با آگاهی از این موانع میتوانند نسبت به رفع موانع کلیدی اقدام نموده و زمینه توسعه بازاریابی پایدار را در این شرایط فراهم نمایند تا از این طریق به ارزش-آفزینی پایدار و همچنین مزیت رقابتی پایدار دست پیدا کنند و شاهد بهبود عملکرد، افزایش سودآوری و دیگر مزایای قابل توجه نیز باشند. این پژوهش با استفاده از رویکرد (گلیزری) نظریه دادهبنیاد انجام شده است و دادهها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 13 نفر از خبرگان جمعآوری شده است که پس از تجزیهوتحلیل دادهها، مدل پژوهش ارائه گردید که این مدل شامل 5 مقوله (بی تفاوتی محیطی، فقدان هوشمندی تکنولوژیکی، فقدان ارتباطات محوری، عدم توجه به بازاریابی اجتماعی و سبز، عدم بهرهگیری از دانش خارجی و داخلی) میباشد که با توجه به نظرات خبرگان پژوهش، به عنوان موانع کلیدی پیادهسازی بازاریابی پایدار در شرایط پیچیدگی و رکود اقتصادی در نظر گرفته شده است.
kolour et al. (Thu,) studied this question.