این پژوهش با هدف طراحی مدل آموزش منابع انسانی مبتنی بر هوش مصنوعی در سازمانهای دولتی مي باشد كه در سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران به بررسی چگونگی بهرهگیری از این فناوری در مراحل نیازسنجی، برنامهریزی، اجرا، ارزیابی و پیامدها میپردازد. روش پژوهش: پژوهش حاضرکاربردی و از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضامین بوده است و با استفاده از مصاحبههای عمیق با خبرگان دانشگاهی حوزه مدیریت دولتی و فناوری اطلاعات و خبرگان اجرایی سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی انجام شده است که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و با 17 نفر مصاحبه شد و منجر به استخراج ۲۰۰ کد اولیه و تدوین مدل شبکه مضامین شد. یافته ها: یافتهها نشان میدهد هوش مصنوعی با تحلیل کلاندادهها، الگوریتمهای یادگیری ماشین مانند خوشهبندی و پردازش زبان طبیعی و به عبارتي ديگر با هوش تحليلي و مولد نیازهای آموزشی را دقیقاً شناسایی کرده، برنامههای شخصیسازیشده را طراحی مینماید، اجرای تعاملی با بازخوردهای فوری را تسهیل میکند، ارزیابی عملکرد واقعی را با گزارشدهی هوشمند انجام میدهد و پیامدهایی همچون افزایش کارایی، بهینه سازی منابع و کاهش هزینه ها، ارتقای دقت تصمیمگیری بر اساس داده ها و همراستایی با اهداف سازمانی را به همراه دارد، در حالی که چالشهایی مانند محدودیتهای بودجهای، مقاومت فرهنگی و نیاز به زیرساختهای امن دادهای برجسته هستند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر مدلی پنجبعدی برای آموزش منابع انسانی مبتنی بر هوش مصنوعی در سازمانهای دولتی ارائه کرده که ابعاد نیازسنجی، برنامهریزی، اجرا، ارزیابی و پیامدها را در یک چارچوب ساختاری پوشش میدهد.
Hakimzadeh et al. (Sat,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: