در این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد آینده پژوهی جهت تبیین برنامه ریزی به بحث و بررسی شناسایی عوامل تاثیرگذار در بازآفرینی معماری مسکن بافت فرسوده شهر سنندج پرداخته شده است. مشکلات کنونی بافت فرسوده، ناشی از عدم شناخت دقیق آینده شهری و طراحي كالبدي نامناسب در این شهر نمایان میباشد و به خصوص در سالهای اخیر تحت تاثیر عوامل خارجی قرار گرفته است. بافت فرسوده منطقه مورد مطالعه دارای اسکان غیر رسمی میباشد که در حدود 30 درصد بافتهای شهری با 34 درصد جمعیت شهرنشین شهر سنندج را شامل میگردد. این بافتها با مشکلات متعدد کالبدی، اکولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی مواجه هستند،که بخش عمده آن ناشی از کیفیت و کمیت مساکن آنها در کنار مشکلات اقتصادی است. در پژوهش حاضر، سوالات تحقيق بدین شرح منظور شده است: الگوی معماری مسکن در شهر سنندج از چه اصولی تبعیت نموده است؟ جایگاه رویکرد آینده پژوهی در معماری مسکن شهر سنندج چگونه است؟ آینده پژوهی چگونه میتواند در تحلیل مسائل معماری مسکن شهر سنندج به معماران کمک نماید؟ بدین منظور ابتدا مولفهها در سه بعد اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی - محیطی و اکولوژیکی از منابع مختلف استخراج گردید، سپس از میان کل بافت 6 منطقه (قطارچیان، سرتپوله، میان قلعه، چهار باغ، آغه زمان، ژاندار مری) که دارای بافت فرسوده میباشد به طور نمونه انتخاب گردیده است. این پژوهش با روش توصيفي- تحليلي انجام شد و از ابزارهاي انجام تحقيق( پرسشنامه، مطالعات میدانی، نرم افزارهای SPSS (نسخه 27.0.1) و Gis استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که آینده پژوهی، ابزاری ارزشمند برای بازنمایی مولفههای کارکردی در شهر سنندج محسوب میگردد، لذا توجه به مولفههای موثر در بازآفرینی شهری با ابعاد مختلف معنایی، کارکردی و کالبدی میتواند نقش مهمی بر ارتقای کیفی هویت بخشی بافت فرسوده شهری را ایفا نماید.
Obodi et al. (Sun,) studied this question.