امروزه غیرهمسطحسازی تقاطعها جهت توسعه شبکه حملونقل شهری، باتوجه به پیشرفت های حاصل در زمینه طراحی و ساخت انواع پل در کشور، گسترش و نمود ویژهای پیداکردهاست. احداث تقاطعهای غیرهمسطح مانند هر پروژه شهری و زیرساختی دیگر، سطح تاثیرگذاری وسیعی در مقیاس خرد، میانی و کلان بر ابعاد مختلف زندگی شهروندان دارد. از دیگرسو، مفهوم «شهر اکولوژیک» به عنوان رویکردی شاخص در شهرسازی، اهمیت یافته است بهگونهای که تحقق آن در بخشهای مختلف جهان دنبال میشود. پرسش اصلی پژوهش این است که احداث تقاطعهاي غيرهمسطح شهری چگونه میتواند در تحقق اهداف شهر اکولوژيک اثرگذار باشد. در مطالعه حاضر، اهداف شهر اکولوژیک در پنج بعد، مطرح گردید و تعداد 30 مولفه زیرمجموعه ابعاد مذکور شناسایی شدند. مطالعه موردی شامل 9 تقاطع غیرهمسطح در شهر قزوین (6 روگذر و 3 زیرگذر) میباشد. روش تحقیق از لحاظ ماهیت، آمیخته (کیفی و کمی) بوده و از نظر نحوه انجام، از سه نوع تحقیقات توصیفی (میدانی، پیمایشی و اسنادی) استفاده شده است. نتایج فرآیند تحلیل سلسهمراتبی نشان داد ابعاد پنجگانه به لحاظ اهمیت و وزن به ترتیب عبارتنداز: بعد حمل و نقل و ترافیک، محیط زیست و منابع، بعد اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و ادراکی_ بصری. در تحلیل دوم، نتیجه تحلیل تاپسیس نشان داد در بعد اجتماعی- فرهنگی، روگذرها برتری بسیار زیادی را نسبت به زیرگذرها بهدست آوردهاند. همچنین در بعد حملونقل و ترافیک، بعد محیطزیست و منابع، بعد اقتصادی و بعد ادراکی- بصری نیز بهطورکلی، برتری با روگذرها بوده است. در نهایت مشاهده شد روگذرها با کسب 86. 3 درصد از اهمیت کل، رتبه اول و زیرگذرها با کسب 13. 7 درصد رتبه پایینتر را در تحقق اهداف شهر اکولوژیک کسب کردهاند. نتیجه اینکه احداث تقاطع غيرهمسطح به ویژه روگذر برای حل بخشی از مشکلات ترافیکی، مفید است، با اینحال باید به مواردی محدود شود که امکان توجیه علمی مضرات در راستای تحقق اهداف شهر اکولوژیک، میسر باشد.
mosallaei et al. (Fri,) studied this question.