پژوهش حاضر در پی تجزیه و تحلیل رویکرد و ماهیت ذاتی و بنیادین راهبرد کلان ایالات متحده در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران است . دیدگاه غالب و مسلط در بین مجموعه ای نخبگان داخلی و بویژه بین المللی نوع رویکرد ایالات متحده در ارتباط با ج.ا.ایران را رویکردی مبتنی بر تعامل فراگیر با هدف بهبودی روابط می داند . اما نویسنده پژوهش این دیدگاه را دارد که ایالات متحده آمریکا رویکرد مبتنی بر تقابل استراتژیک را به عنوان راهبرد ذاتی و بنیادین در ارتباط با ج.ا.ایران در ادوار مستمر تاریخی تثبیت و بازطراحی کرده است. نگارنده در راستای آزمون فرضیه تحقیق حاضر از نظریه سازه انگاری و رئالیسم تهاجمی بهره می گیرد. پرسش محوری تحقیق بر این مبناست : رویکرد اصلی و راهبردی ایالات متحده آمریکا در نوع ارتباط و تعامل با جمهوری اسلامی ایران چه ویژگی و ماهیتی دارد ؟ فرضیه مقاله حاضر معطوف به این گزاره است که ایالات متحده در مجموعه ای از اقدامات و رفتارها در ارتباط با ج.ا.ایران تقابل و رویارویی استراتژیک را انتخاب کرده است . یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که آمریکا در چند حوزه ی هویتی ، گفتمانی ، منافع راهبردی تقابل و تضاد استراتژیک را بازتثبیت و نهادینه کرده است. چهارچوب تضاد حداکثری و همه جانبه را در الگویی از رویکردهای موازنه سازی و قالب های متفاوتی از این الگو را اعمال کرده است . روش تحقیق در قالب رهیافت تفسیرگرایی از نوع توصیفی و تحقیقی است . روش جمع آوری منابع نیز اسنادی و محدود اینترنت می باشد.
rashidi et al. (Sat,) studied this question.