خشونت خانگی علیه زنان یکی از مهم ترین معضلات اجتماعی جامعه است که عوامل مختلف زیستی، روانشناختی و جامعه شناختی در آن موثر هستند. هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل جامعه شناختی موثر بر خشونت های خانگی علیه زنان می باشد. رویکرد تحقیق کیفی است و روش انجام پژوهش، پدیدارشناسی می باشد . جامعه آماری تحقیق کلیه زنان خشونت دیده شهر سمنان در سال 1403 بودند که بر اساس اصل اشباع نظری تعداد 27 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از شیوه تحلیل مضمون، استخراج مضامین و دسته بندی و کد گذاری آن ها به اجرا در آمد که طی آن سه مولفه اصلی و 23 مولفه فردی بدست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که در بروز خشونت علیه زنان عواملی چون خشونت پذیری زنان، تجربه و مشاهده خشونت در دوران کودکی، سواد و تحصیلات پایین زنان، ضعف منابع اقتصادی و اجتماعی زنان، اعتیاد همسر، فقر خانواده، جامعه پذیری نامناسب جنسیتی، مردسالاری و هژمونی مردانه و ضعف حمایت های قانونی و اجتماعی موثر بوده اند . نتیجه این که خشونت خانگی علیه زنان پدیده ای چند بعدی است که عوامل اجتماعی موثر بر آن همچون منظومه ای به هم پیوسته در قالب حلقه های زنجیر با یکدیگر مرتبط هستند و همدیگر را تقویت می کنند، لذا کنترل، کاهش و پیشگیری از آن نیازمند سیاست گذاری ، برنامه ریزی جامع و اجرای قوی می باشد که این امر مستلزم عزم جدی متخصصان، برنامه ریزان ، مدیران نهادها و جامعه مدنی است.
Arab et al. (Mon,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: