چالشهای استفاده از هوش مصنوعی در دادرسی الکترونیکی، بهویژه با رویکرد فقهی، در گرو آن است که تصمیمگیری ماشینی چگونه با مبانی شرعیِ اعتبار ادله، حجیت و حدود اختیار قاضی سازگار میشود. در این میان، این پرسش اصلی مطرح است که چگونه میتوان با تکیه بر فقه، معیارهای شرعیِ صحت، اعتبار و نظارت بر کاربرد هوش مصنوعی را در دادرسی الکترونیکی طراحی و اعمال کرد تا از نقض حقوق و بیاعتباری تصمیمات جلوگیری شود؟ تحقیق حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به این نتیجه دست یافته است که استفاده از هوش مصنوعی در پروندههای دشوار و فاقد حکم صریح، به دلیل فقدان خلاقیت و توانایی در درک ظرافتهای انسانی، با چالشهای ساختاری روبروست؛ چرا که این فناوری برخلاف قاضی انسان، فاقد «صلاحدید» برای موازنه ارزشهاست و میتواند منجر به تبعیض الگوریتمی شود. از منظر فقهی نیز، هوش مصنوعی به دلیل نداشتن اراده، نیت و شرایطی چون عدالت و اجتهاد، فاقد اهلیت شرعی برای تصدی منصب الهی قضاوت است، هرچند میتواند در قالب «دستیار هوشمند» تحت نظارت انسان به کار رود. در نهایت، با توجه به عدم شخصیت حقوقی هوش مصنوعی، مسئولیت خطاهای آن در نظام حقوقی ایران بر عهده دولت خواهد بود.
SHafighi et al. (Mon,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: