پدیده مهاجرت اتباع افغانستان در سالهای اخیر به شهرهای جدید ایران، بهویژه شهر جدید پرند، پیامدهای گستردهای در ابعاد مختلف مدیریت شهری ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف ارائه راهبردهای مدیریت شهری مبتنی بر ارزیابی چندمعیاره پیامدهای مهاجرت، به تحلیل تأثیرات این پدیده بر شاخصهای حکمرانی شهری، امنیتی و انتظامی، فرهنگی ـ اجتماعی، زیستمحیطی، کالبدی و زیرساختی و اقتصادی در شهر جدید پرند میپردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی ـ تحلیلی و کاربردی است و برای سنجش شدت و اولویت پیامدها از رویکرد تحلیل چندمعیاره Topsis استفاده شد. دادههای پژوهش بهصورت ترکیبی از منابع اسنادی، پرسشنامه و مصاحبه گردآوری گردید. جامعه آماری شامل سه گروه نهادهای رسمی، شهروندان (ایرانی و افغانستانی) و خبرگان مدیریت شهری بوده و نمونهای متشکل از 400 شهروند و 30 خبره بر اساس روشهای نمونهگیری خوشهای و هدفمند انتخاب شد. نتایج نشان میدهد که مهاجرت اتباع افغانستان بیشترین اثرگذاری را در شاخصهای کالبدی و زیرساختی، فرهنگی و اجتماعی و حکمرانی شهری داشته است؛ بهطوریکه فشار بر زیرساختهای خدماتی، تغییر الگوهای توسعه فضایی، گسترش سکونتگاههای غیررسمی، کاهش انسجام اجتماعی، افزایش تنشهای فرهنگی و ضعف هماهنگی نهادی از مهمترین پیامدهای آن است. حوزههای اقتصادی و امنیتی نیز در رتبههای بعدی تأثیرپذیری قرار گرفتند. یافتهها بیانگر آن است که فقدان سیاستگذاری یکپارچه و رویکردهای مدیریت واکنشی، نقش قابل توجهی در تشدید پیامدهای مهاجرت داشتهاند. ازاینرو، پژوهش حاضر با ارائه اولویتهای تحت فشار و بهرهگیری از تحلیل Topsis، راهبردهایی برای بهبود حکمرانی شهری، ارتقای زیرساختها و تقویت برنامههای ادغام اجتماعی ارائه میدهد تا زمینه مدیریت کارآمد مهاجرت و توسعه پایدار شهری در پرند فراهم گردد.
Nematolahi et al. (Mon,) studied this question.