با گذار نظام عدالت کیفری بینالمللی از ساختارهای سنتی به عصر اطلاعات، ماهیت ادله اثبات دعوی دستخوش تحولی بنیادین شده و شواهد دیجیتال جایگاه ویژهای یافتهاند. در این میان، ظهور ادلهای که از طریق «هک» و «نشت اطلاعات» (نظیر اسناد ویکیلیکس و اوراق پاناما) به دست میآیند، دیوان کیفری بینالمللی را با چالشهای حقوقی و اخلاقی پیچیدهای در زمینه توازن میان کشف حقیقت و رعایت دادرسی منصفانه مواجه ساخته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی قابلیت پذیرش این دسته از ادله در پرتو اساسنامه رم، ضمن تبیین و تشریح ماهیت «منطقه خاکستری» و تفکیک مفاهیم منابع باز، هک و افشاگری، ارزش اثباتی ابر افشاگریها در احراز مسئولیت فرماندهی و عناصر جنایات بینالمللی، نظام ترکیبی ادله در دیوان با تمرکز بر ماده ۶۹ اساسنامه رم و آزمونهای سهگانه (ارتباط، ارزش اثباتی و عدم لطمه) را مورد واکاوی قرار میدهد. تحلیل رویه قضایی دیوان در پروندههایی همچون «لوبانگا» و «بمبا» نشان میدهد که دیوان با اتکا به «دکترین دستان پاک» و «آزمون عاملیت»، تمایل به پذیرش ادلهای دارد که توسط اشخاص ثالث و بدون دخالت مستقیم دادستانی تحصیل شدهاند، حتی اگر ناقض حریم خصوصی باشند. به منظور ایجاد توازن میان «کشف حقیقت» و «دادرسی عادلانه»، دیوان کیفری بینالمللی نیازمند گذار از رویکرد انفعالی فعلی به سوی یک چارچوب فعال و فنی-حقوقی و استفاده از ظرفیت عظیم ادله دیجیتال برای مبارزه با بیکیفرمانی است.
اکبری et al. (Tue,) studied this question.