این پژوهشباهدف طراحی مدل اینفلوئنسرمارکتینگو نقش آن بر وفاداری برند اجرا شده است. در پژوهش حاضر جامعه بخش کیفی15 نفر ازخبرگان فعال درعرصه اینفلوئنسرمارکتینگ و اساتیددانشگاهی باتخصص کسبوکار الکترونیک بوده کهبهروش نمونهگیری هدفمندانتخاب شدند. جامعه آماریبخشکمیپژوهش شاملکاربران اینستاگرام کهبا استفاده از نرمافزار آماری G*Power تعداد181 نفر به عنوان نمونه آماری تعیین شده است. روش این پژوهش از نوع بنیادی-کاربردی، برحسب نوع داده آمیخته و روش گردآوری دادههای پژوهش پیمایشی بوده است.ابزار گردآوری دادهها مصاحبهو پرسشنامه بودکه روایی آن توسط اساتید و کارشناسان بصورت محتوایی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفایکرونباخ محاسبه شده است.در طراحی مدل، در بخش کیفی از روش دادهبنیاد با رویکرد استراوسوکوربین استفاده شده است.در نهایت103 کد باز و21 کد انتخابی استخراج شده است. 21 کد انتخابی پژوهش در قالب پنج دسته کلی:شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار گرفتهاند. شرایط علی شامل 4 کد انتخابی و 18 کد باز، شرایط زمینه ای شامل4 کد انتخابیو 16 کد باز، شرایط مداخله گر شامل 3 کد انتخابی و 16 کد باز، راهبردها شامل 5 کد انتخابی و 23 کد باز، پیامدها شامل 5 کد انتخابی و 26 کد باز میباشد که اجزای مدل پارادایمیطراحی مدل اینفلوئنسر مارکتینگ و نقش آن بر وفاداری برند میباشند.براساس خروجی معادلات ساختاری مدل اولیه پژوهش تأیید و اعتبارآن اثبات گردیده است. نتایج نشان دادراهبردها با بیشترین ضریب اثر و ضریب معناداری بر پیامدهای اینفلوئنسرمارکتینگ تأثیر میگذرد.علاوهبر این معیارهایی مانند R 2 ، Q 2 واندازه اثر f 2 نیز بررسی شدکه همگی دارای مقادیر قابل...
Montazerolghaem et al. (Tue,) studied this question.