اشغال نظامی بخشی از سرزمین یک دولت توسط دولتی دیگر، که در پی تهاجم صورت میگیرد، غالباً با نقضهای جدی حقوق بشر، بالاخص در مورد کودکان، همراه است. نوشتار حاضر با تمرکز بر ماده ۶ کنوانسیون حقوق کودک، به بررسی ابعاد مسئولیت دولت اشغالگر در قبال حق حیات کودکان در این مناطق میپردازد. آثار ناشی از وضعیت اشغال، مانند انتقال اجباری کودکان، اختلال در خدمات بهداشتی و آموزشی، جدایی از خانواده و تهدیدهای مستقیم علیه جان آنان، این پرسش را برمیانگیزد که چنین اقداماتی تا چه اندازه با تعهدات الزامآور بینالمللی دولتها در زمان اشغال در تعارض قرار میگیرند. این پژوهش با هدف تبیین چارچوب حقوقی حمایت از حق حیات کودکان در اشغال، به تحلیل ماهیت و گستره تعهدات دولت اشغالگر و پیامدهای نقض آنها میپردازد. یافتهها نشان میدهد که نقض نظاممند حقوق کودکان، بالاخص حق بقاء و رشد، میتواند مبنای احراز مسئولیت بینالمللی دولت اشغالگر قرار گیرد. برایناساس، میتوان نتیجه گرفت که اشغال سرزمینی در خلال مخاصمه، نه تنها دولت اشغالگر را از تعهدات حقوق بشری خود معاف نمیکند، بلکه با توجه به آسیبپذیری مضاعف جمعیت تحت اشغال، بر لزوم پایبندی به اصول بنیادین حقوق کودک تأکیدی دوچندان مینهد.
Habibimojandeh et al. (Mon,) studied this question.