این پژوهش با هدف طراحی مدل یادگیریزدایی معلمان در نظام آموزش و پرورش ایران انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد سیستماتیک بود. جامعه مورد مطالعه شامل خبرگان حوزه تعلیم و تربیت و مدیریت آموزشی بود که با استفاده از نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و عمیق با 13 نفر از خبرگان گردآوری شد و فرایند نمونهگیری هدفمند تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها همزمان با گردآوری اطلاعات و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که یادگیریزدایی معلمان فرایندی آگاهانه برای کنار گذاشتن باورها، رویهها و شیوههای آموزشی ناکارآمد و جایگزینی آنها با رویکردهای نوین یادگیری و تدریس است. بر اساس تحلیل دادهها، مدل یادگیریزدایی معلمان در قالب مجموعهای از عوامل علّی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها تبیین شد که تعامل این مؤلفهها زمینه تحقق یادگیریزدایی در سطح حرفهای معلمان را فراهم میکند. نتایج پژوهش نشان میدهد که توسعه یادگیریزدایی در میان معلمان میتواند به بهبود کیفیت آموزش، افزایش نوآوری آموزشی و انطباق نظام آموزشی با تحولات علمی و فناورانه کمک کند. از اینرو، توجه سیاستگذاران و مدیران آموزشی به ایجاد بسترهای سازمانی و فرهنگی مناسب برای تقویت فرایند یادگیریزدایی در میان معلمان ضروری است.
Ezzabadi et al. (Sun,) studied this question.