هدف: راهبردهای اصلاح باورهای ایدۀ کارآفرینی: مرور نظاممند موضوعی باورها به اعمال، بهویژه در حوزۀ پویای کارآفرینی شکل میدهند. این تحقیق به شکل انتقادی، سفر تحوّلآفرین باورها را از محدود کردن به توانمندسازی که برای پرورش و تقویت روحیۀ کارآفرینی ضروری است، ارزیابی می کند و از طریق روششناسی دقیق، استراتژیهای چند وجهی محوری برای تنظیم مجدد باورها را آشکار میسازد. مرکز تحقیق، یادگیری شبکهای است. مطالعات قبلی اهمیّت آن را در بزرگنمایی تعاملات اجتماعی و انتشار اطلاعات نشان دادهاند، در نتیجه بر باورها و درک افراد از ویژگیهای شخصیتی درونی و جنبههای هویتی تأثیر میگذارند. کارآفرینان، زمانی که توسط اعضای شبکه، مربیان، مشاوران و مربیان حمایت میشوند، در آبهای تیرۀ خودیابی حرکت میکنند، باورهای محدودکنندۀ خود را شناسایی و سفرهای دگرگونساز را آغاز میکنند.روش: روششناسی دقیق این مطالعه، ریشه در رویکرد تحلیل موضوعی دارد که از یک سری مراحل سیستماتیک پیروی میکند. با شروع بررسی دقیق مقالات منتخب، این فرایند تمرکز خود را به ایجاد کدهای نخستین گذاشت، متعاقبا شناسایی و ادغام مضامین مشابه، و در نامگذاری این موضوعات و تهیهّ گزارشهای تلفیقی به اوج خود رساند. نرم افزار تجزیه و تحلیل، نرم افزار MaxQD میباشد که در استخراج و ترسیم جریان تحقیق مؤثّر بوده است. همافزایی مراحل ذکر شده، همراه با بینشهای حاصل از تحقیقات قبلی، مطالعه را به سمت پاسخگویی به پرسشهای تحقیق هدایت کرد. بخش مهمی از روششناسی ریشه در انتخاب مقالات پژوهشی داشت. یک جستجوی عمیق در دو پایگاه داده برتر، Scopus و Web of Science که به دلیل پوشش گستردۀ تحقیقات منتشر شده شناخته شده بودند، انجام شد. این جستجو بر روی مقالات انگلیسی در رشته های مدیریت، روانشناسی و کارآفرینی متمرکز بود. برای دستیابی به ویژگی تعداد بیشماری از اصطلاحات، از جمله: «باور کارآفرینی»، «مدل ذهنی»، «طرحواره»، «باور اصلی» و «باور میانی» در عناوین، چکیدهها و کلیدواژههای مقالات استفاده شد. این جستجو 260 مقاله بهدست آورد که پس از بررسی دو مرحلهای، مورد مطالعه قرارگرفتند. بررسی نخست، بر اساس عناوین و چکیدهها، مجموعه را به 164 مقاله محدود کرد. بررسیهای عمیقتر ، بهویژه یافتهها و خروجیهای آنها، منجر به انتخاب نهایی ۴۰ مقاله گردید که مرتبطترین مقاله با موضوع تحقیق بود. دامنۀ مقالات منتخب از 2000 تا 2023 متغیّر بود. جالب توجّه است که نسبت قابل توجّهی در مجلات معتبری مانند JBV، ET&P و Academy of Management منتشر شد.یافتهها: این مقالات پس از بررسی دقیق، برای استخراج و تثبیت بینشهایی دربارۀ سفر تحوّلآفرین باورها در کارآفرینی مورد استفاده قرار گرفتند. خودتنظیمی به عنوان محوری در فرایند تغییر باور ظاهر شد و بر ارزش پرورش ذهنیت رشد تأکید داشت. شرکتکنندگان در مواجهه با سناریوهای محدودکننده که به آموزش هدفمند دربارۀ خودتنظیمی نسبت داده میشود، تلاش و انعطافپذیری بیشتری نشان دادند. مکانیسمهای بازتابی مانند مجلات، این سفر دروننگر را تقویت کردند. علاوه بر این، نقش خودکارآمدی غیرقابل انکار بود. قضاوت دربارۀ سطوح خودکارآمدی به طور قابل ملاحظه ای بر پایداری و تلاش شرکت کنندگان در سختیها تأثیر گذاشت که با تعامل با کارآفرینان باتجربه تقویت شد. جنبۀ روانشناختی ناهماهنگی شناختی بیش از حد فضای آن را ایجاد کرد و افراد را در مواجهه با باورهای متضاد به سمت دروننگری سوق داد.نتیجه: تنظیم مجدد باورها در کارآفرینی نیازمند رویکرد یکپارچه است. این تحقیق از طریق تحلیل موضوعی جامع و بررسی ادبیات موجود، راهبردهای حیاتی را برای دگرگونی باورها مورد تأکید قرار می دهد. یافتهها نه تنها بر تأثیر متقابل ظریف بین باورها و اقدامّا ت کارآفرینانه تأکید میکند، بلکه نقشهای را برای دانشگاهیان و متخصصان ارائه میدهد و بر یک سیستم اعتقادی تأکید میکند که به طور همزمان دروننگر و سازگار با چشمانداز کارآفرینی است.
فر et al. (Sat,) studied this question.