نظامهای حقوقی مدرن و فقه سنتی، عمدتاً بر «توهین لفظی» (سبّ و قذف) تمرکز داشتهاند، حال آنکه «توهین عملی» (اهانت از طریق کنشهای غیرکلامی) به دلیل سیالیت مصادیق و فقدان صراحت زبانی، در سایهی ابهام باقی مانده است. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ تئوریک، به واکاوی ماهیت توهین عملی و نسبت آن با کرامت انسانی با تفکیک دو ساحت «مبانی نظری» (حکمت متعالیه) و «استدلال حقوقی» (فقه و حقوق موضوعه) میپردازد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، تلاش میکند تا نشان دهد که چگونه مبانی صدرایی میتوانند تبیینگرِ «چراییِ» قبح ذاتی توهین باشند، در حالی که جرمانگاری آن نیازمند سازوکارهای دقیق فقهی است. یافتههای پژوهش در ساحت نظری نشان میدهد که بر اساس مبانی حکمت متعالیه، توهین عملی اگرچه نمیتواند «کرامت ذاتی» (که موهبتی تکوینی و غیرقابل سلب است) را زائل کند، اما به مثابه تعرضی به «شؤون اجتماعی» و «تجلیاتِ» آن کرامت تحلیل میشود که مانعی در مسیر کمال اکتسابی فرد ایجاد میکند. در ساحت حقوقی و فقهی، مقاله با پرهیز از استنتاج مستقیمِ احکام از فلسفه، با ارجاع به «عرف» به عنوان مرجع تشخیص مصادیق و انجام «تنقیح مناط» در ادلهای نظیر «حرمت ایذاء» و «قاعده لاضرر»، مبنای جرمانگاری رفتارهای توهینآمیز غیرلفظی را تبیین میکند. در نهایت، به جای تمرکز صرف بر مجازاتهای بدنی یا حبس، رویکردی مبتنی بر «عدالت ترمیمی» پیشنهاد میشود که در آن با استفاده از ظرفیتهای موجود قانونی (مانند الزام به عذرخواهی یا خدمات عمومی)، تلاش میشود تا خسارت معنوی وارد شده به بزه دیده، به شیوهای متناسب و اجرایی جبران گردد.
Nasim Mansouri Tehrani (Tue,) studied this question.