هدف: هدف این پژوهش، بررسی رابطۀ پیچیده بین «پاداشهای مالی»، «انتظارات» و «کیفیّت ایدهپردازی» است. دیدگاههای سنتی در اقتصاد و مدیریت اغلب بین انگیزههای مالی و بهبود نتایج، ارتباط مستقیم و مثبت عملکردی قائل میشوند. بااینحال، بینشهای اخیر از اقتصاد رفتاری نشان میدهد که این رابطه ممکن است از آنچه پیشتر درک شده است پیچیدهتر باشد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی چگونگی تأثیر پاداشهای مالی بر کیفیّت ایدهپردازی، بهویژه در یک محیط حرفهای، و سرانجام مطالعۀ نقش میانجیِ انتظارات در این رابطه است. این مطالعه به دنبال پر کردن شکاف در درک نحوه تأثیر سیستمهای پاداش بر خلّاقیت و ایدهپردازی و اینکه آیا انتظارات این تأثیر را تغییر میدهند، است.روش: روششناسی اتّخاذ شده برای این مطالعه از نوع آزمایشی، شامل یک نمونه 109 نفره از متخصصان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در چین است. شرکتکنندگان، در یک آزمون ایدهپردازی رایانهای که در آن، پاداشهای مالی به شیوه تصادفی اعطا میشد، شرکت کردند؛ ساختار آزمایش براساس مدل کسبوکار گاسمن ـ که چارچوب ساختارمندی برای تولید و ارزیابی ایدهها فراهم نمود ،طرّاحی گردید.برای جمعآوری دادهها، از یک پرسشنامه جامع برای گردآوری اطلاعات دموگرافیک و متغیّرهای کنترلی از شرکتکنندگان استفاده شد.کار با فرایند ایدهپردازی ادامه یافت و سرانجام ایدههای شرکتکنندگان با بهرهگیری از مقیاس لیکرت 7تایی ـ بر اساس اصالت، بدیعبودن، امکانپذیری و ارزش اقتصادی بالقوّه ـ ارزیابی شد.از روش پسآزمون برای کاهش سوگیریهای احتمالی مانند اثرات آموزش و خستگی که معمولاً در طرّاحی های درونفردی مشاهده میشوند، استفاده گردید. یک طرّاحی بینفردی انتخاب شد تا عوامل مداخلهگر را به حداقل برساند و اطمینان حاصل کند که هر گونه تفاوت مشاهدهشده در کیفیّت ایدهپردازی به مداخله (پاداشهای مالی) نسبت داده میشود.تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SmartPLS و با بهرهگیری از مدلسازی مسیر (حداقل مربعات جزئی) انجام شد. این تکنیک آماری پیشرفته به دلیل توانایی در مدلسازی مرکبها و عوامل، محاسبۀ انواع خطاهای اندازهگیری و آزمایش نظریههای کامل، بهویژه برای تحقیقات فناوری جدید، مناسب است.یافتهها: یافتههای این مطالعه دیدگاهی پیچیده از رابطه بین پاداشهای مالی، انتظارات و کیفیّت خلّاقیت ارائه میدهد. نتایج کلیدی این پژوهش عبارتاند از:رابطۀ منفی بین پاداش و کیفیّت خلّاقیت: رابطۀ منفی معنیداری بین پاداشهای مالی و کیفیّت خلّاقیت مشاهده شد که با بسیاری از نظریههای اقتصادی سنّتی در تضاد است و نشان میدهد که پاداشهای مالی بیشتر با سطوح پایینتری از کیفیّت خلّاقیت همراه هستند.نقش انتظار بهعنوان یک واسطه: انتظار بهعنوان یک عامل میانجیِ حیاتی در رابطۀ پاداش ـ خلّاقیت ظاهر شد؛ اگر چه رابطۀ غیرمستقیم با میانجیگری انتظار ضعیف بود، اما وجود آن، تغییرات معنیداری در مسیر مستقیم بین پاداش وکیفیّت خلّاقیت ایجاد کرد.اهمیّت آماری و پیامدهای عملی: مقدار R2 برای کیفیّت خلّاقیت 263/0به دست آمد که نشان میدهد بخش قابلتوجّهی از تغییرات در کیفیّت خلّاقیت توسط متغیّرهای مستقل در مدل توضیح داده میشود. این یافته پیامدهای مهمی برای شیوههای منابع انسانی در سازمانها، بهویژه در صنایع مبتنیبر فناوری دارد.نتیجه: پژوهش حاضر، به درک عمیقتری از رابطه پاداش ـ عملکرد، بهویژه در زمینه خلّاقیت میپردازد. رابطه منفی بین پاداشها و کیفیّت خلّاقیت نشاندهندۀ تعامل پیچیدهای است که در آن، انگیزههای مالی لزوما منجر به افزایش خلّاقیت نمیشوند. این یافته، بهویژه در محیطهای سازمانی که سیستمهای پاداش برای افزایش انگیزه و عملکرد کارمندان به کار گرفته میشود، اهمیّت بیشتری دارد.این مطالعه متمرکز بر متخصصانی است که نسبت به سایر کارمندان، درآمد بسیار بهتری دارند و در سطح بالایی از هرم نیازهای مازلو قرار میگیرند. این تفاوت اهمیّت دارد، زیرا اگرچه پول برای بسیاری از کارمندان بهعنوان یک انگیزه عمل میکند، امّا مدیران منابع انسانی باید برای انگیزه بخشی به متخصصانی که درآمد بالا دارند، از روشهای متفاوتتری استفاده کنند. آنها البتّه باید به انتظارات این متخصصان نیز توجّه نمایند.نقش انتظار بهعنوان یک واسطه، یافتۀ بدیعی است که نشان میدهد رابطۀ مستقیم بین پاداشها و عملکرد، به آن شکل که در دیدگاه سنتی تصوّر میشد، ساده نیست. این بینش نظریههای رایج را به چالش میکشد و ضرورت نیاز به بازنگری سیستمهای پاداش در حوزههای سازمانی را ـ بهویژه سازمانهایی که متمرکز بر وظایف خلّاقانه هستند ـ آشکار میسازد.این تحقیق نشان میدهد که وقتی افراد به اهداف خود دست مییابند، اغلب اهداف جدید و بالاتری تعیین میکنند. این ایده با ایدهای که میگوید: پاداشهای مداوم ممکن است عملکرد را کاهش دهند، هماهنگ است. این نتیجه حاصل میشود زیرا میتواند انگیزۀ درونی آنها را کم کند، انتظاراتشان را افزایش دهد، ارزشی را که برای پاداشها قائلند کاهش دهد، باعث احتیاط بیشتر شود و خلّاقیت و تواناییشان را برای تفکرِ متفاوت محدود سازد.این مطالعه در راستای نظریۀ چشمانداز به شواهدی که نشان میدهند اجتناب از ریسک نقش قابلتوجّهی در واکنش افراد به سود و زیانهای بالقوّه داشته و بر خروجی خلّاقانهشان تأثیر میگذارد، میافزاید. این برای طرّاحی سیستمهای پاداش که بهجای محدودکردن، ریسکپذیری و خلّاقیت را تشویق میکنند، پیامدهای حیاتی دارد.این مطالعه بینشهای قابلتوجّهی را دربارۀ پیچیدگیهای تعامل پاداشهای مالی، انتظارات و کیفیّت ایدهپردازی ارائه میدهد. پژوهش حاضر، این نگرش متداول را ـ که پاداشهای مالی معمولاً منجر به بهبود عملکرد، بهویژه در وظایف خلّاقانه، میشوند، به چالش میکشد. یافتهها بر اهمیّت درک ملاحظات روانشناختی و رفتاری که انگیزه و عملکرد کارمندان را ـ به ویژه در موقعیّتهایی که خلّاقیت و نوآوری حیاتی است ـ هدایت میکنند، تأکید دارد.این مطالعه پیشنهاد میکند که سازمانها باید ساختارهای پاداش خود را با توجّه به اثرات احتمالی غیرانگیزانندۀ پاداشهای مالی بر عملکرد خلّاقانه، بازنگری کنند. رویکردی جامعتر، که نقش انتظارات و انگیزههای درونی را به رسمیت میشناسد، در ایجاد محیطی مساعد برای نوآوری موثرتر است. این تحقیق، راههایی برای بررسیهای بیشتر دربارۀ چگونگی ساختاربندی سیستمهای پاداش که خلّاقیت و عملکرد ایدهپردازی را تقویت میکنند، معرفی مینماید.
اعتمادی et al. (Thu,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: