این مطالعه با هدف بررسی نقش تفکر طراحی بهعنوان محرکی برای نوآوری اجتماعی انجام شده است. تمرکز پژوهش بر نحوه بهکارگیری اصولی مانند همآفرینی، تفکر سیستمی، طراحی انسانمحور و تکرارپذیری در حل مسائل اجتماعی پیچیده است. برای دستیابی به این هدف، مرور نظاممند ادبیات پژوهش از پایگاههای Scopus و Web of Science در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ صورت گرفت. یافتهها نشان میدهند که تفکر طراحی موجب تقویت فرآیندهای نوآوری اجتماعی از طریق درگیرسازی ذینفعان، همدلی و فرآیندهای تکرارشونده میشود. این رویکرد در حوزههایی همچون کسبوکارهای اجتماعی، سیاستگذاری عمومی، آموزش و نوآوری دیجیتال بهکار گرفته شده و گاهی موجب تغییرات سیستمی شده است. با این حال، چالشهایی مانند مقیاسپذیری محدود، عدم انطباق فرهنگی، و سادهسازی بیش از حد مسائل اجتماعی مطرحاند. نتیجهگیری پژوهش بر اهمیت بومیسازی ابزارهای تفکر طراحی، ارزیابی تجربی تأثیرات، و ادغام آن در سیاستگذاری اجتماعی و نهادهای محلی تأکید دارد. آینده این رویکرد در گرو مدلسازی سیستمی و سنجش اثربخشی در بسترهای واقعی است.
ثلاثی et al. (2025) studied this question.