معماری بهعنوان یکی از ماندگارترین نمودهای فرهنگ و اندیشه انسانی، همواره در پی تحقق نوعی جاودانگی در بستر زمان و مکان بوده است. در این میان، وقف بهمثابه نهادی فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، نقش مؤثری در تداوم حیات کالبدی و معنایی آثار معماری ایفا کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی حکمت معماری و با تأکید بر تأثیر وقف در جاودانگی آثار معماری انجام شده و تلاش دارد فراتر از رویکردهای صرفاً مذهبی، به تبیین ابعاد فلسفی، فرهنگی و معنایی این پیوند بپردازد. روش تحقیق کیفی و از نوع توصیفی–تحلیلی بوده و دادهها از طریق مطالعات اسنادی، تحلیل منابع نظری، تاریخی و محتوای مستخرج از پایاننامه کارشناسی ارشد گردآوری شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که وقف، علاوه بر تأمین منابع مالی و تضمین نگهداری فیزیکی بنا، موجب تثبیت کارکرد، استمرار معنا و تقویت پیوند اثر معماری با حافظه جمعی جامعه میشود. در این چارچوب، مفهوم جاودانگی در معماری نهتنها به معنای بقای کالبدی اثر، بلکه بهعنوان تداوم حضور معنایی، هویتی و فرهنگی آن در طول زمان تبیین میگردد. حکمت معماری، بهعنوان بستری برای درک رابطه میان انسان، فضا و زمان، زمینهساز فهم عمیقتر نقش وقف در خلق آثار معماری پایدار و معنادار است.نتایج تحقیق حاکی از آن است که وقف، در پیوند با حکمت معماری، میتواند به تولید و استمرار آثاری منجر شود که فراتر از زمان خلق خود، همچنان واجد معنا، کارآمدی و ارزش فرهنگی باقی بمانند. این پژوهش بر ضرورت بازخوانی مفهوم وقف در مطالعات نظری معماری معاصر و بهرهگیری از آن بهعنوان عاملی مؤثر در تحقق جاودانگی آثار معماری تأکید دارد.
Nadafi et al. (Fri,) studied this question.