چکیده هدف: شرکتهای دانشبنیان علیرغم اهمیت بالایی که در اقتصاد دارند، با مشکلات بسیار زیادی در قیاس با شرکتهای بزرگ روبهرو هستند. بهعنوان مثال، نسبت به شرکتهای بزرگ احتمال کمتری دارند که بتوانند وامهای بانکی دریافت کنند. در عوض، آنها برای راهاندازی و رشد اولیه شرکتهای خود به منابع مالی داخلی یا پول نقد دوستان و خانواده متکی هستند. اکوسیستم دانشبنیان شبکهای پویا از افراد، شرکتها، سازمانها، و دولتهاست که با هدف تولید و تبادل دانش و فناوری برای نوآوری و رشد اقتصادی همکاری میکنند. این اکوسیستم بر پایه تحقیق، توسعه و استفاده از دانش به عنوان موتور اصلی ارزشآفرینی استوار است. اهمیت آن در تقویت نوآوری، ایجاد شغلهای پایدار، افزایش بهرهوری و تسریع رشد اقتصاد دانشمحور است. همچنین، به توسعه پایدار و توانمندی رقابتی کشورها کمک شایانی میکند. شکلگیری اکوسیستمهای کسبوکار یک رویکرد بسیار موثر بر رشد همزمان شرکتهای نوپا به شمار میرود؛ بااینحال تاکنون تحقیقات زیادی پیرامون عوامل موثر بر اکوسیستمهای دانشبنیان انجام نشده است. ازاینرو مطالعه حاضر با هدف ارائه مدل توانمندسازهای شکلگیری اکوسیستم دانشبنیان انجام شده است. روش: این پژوهش از لحاظ جهتگیری از نوع کاربردی بوده که با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شده است. نمونه آماری شامل 25 نفر از خبرگان مدیریت بازرگانی شامل اساتید دانشگاه و مدیران شرکتهای دانشبنیان بوده است که به روش هدفمند غیرتصادفی با تکنیک گلوله برفی انجام شد. ابزار اصلی گردآوری دادهها در بخش کیفی، مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه مقایسات زوجی بوده است. جهت تعیین روایی و پایایی مصاحبهها از دو روش بازآزمون و توافق دو کدگذار استفاده شده است. همچنین، برای کدگذاری از روش کدگذاری اترید استرلینگ (2001) استفاده شد. تحلیل دادههای کیفی با استفاده از نرمافزار مکس کیودا انجام شده است. در بخش کمی از فرایند تحلیل سلسله مراتبی جهت اولویتبندی عوامل توانمندساز استفاده شده است. یافتهها: بر اساس نتایج بدست آمده عوامل مالی (شامل شاخص های بوت استرپینگ، تامین مالی جمعی وسرمایهگذاران فرشته)، حمایت دولتی (شامل شاخص های سیاستهای کلان، حمایتهای مالی، ترویج ارتباطات صنعت و دانشگاه و حمایتهای فنی)، عوامل محیطی(شامل شاخص های عوامل سیاسی، عوامل اجتماعی و محیط کسبوکار)، همکاری بین شرکتها (شامل شاخص های نوآوری باز، همکاری توام با رقابت و شبکهسازی) و عوامل قانونی (شامل شاخص های کیفیت قوانین، قوانین نظارتی، قوانین دانشبنیان و قوانین حمایتی) بعنوان توانمندسازهای شکلگیری اکوسیستم دانشبنیان شناسایی شدند. جهت ارزیابی روایی توانمندسازهای شکلگیری اکوسیستم دانشبنیان از روایی محتوایی استفاده شده است. از آنجا که مقدار ضریب لاوشه برای همه شاخصها از 37/0 بزرگتر بدست آمده است بنابراین تمامی شاخصها به درستی انتخاب شده اند. همچنین رتبهبندی این توانمندسازها نشان داد که معیار تامین مالی با وزن نرمال شده 339/0 از بیشترین اولویت برخوردار است و معیار همکاری بین شرکتها، عوامل قانونی، عوامل محیطی و حمایتهای دولتی به ترتیب در اولویتهای بعدی قرار دارند. در نهایت نتایج حاصل از رتبه بندی شاخص ها نشان داد که شاخص بوت استرپینگ در اولویت نخست قرار دارد و شاخص های همکاری توام با رقابت، نوآوری باز، سرمایهگذاران فرشته و تامین مالی جمعی به ترتیب در اولویتهای دوم تا پنجم قرار دارد. نتیجهگیری: شرکتهای دانشبنیان در بدو شروع از خدمات مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری استفاده کنند؛ چرا که چنین نهادهایی تسهیلات مالی (هر چند اندک) را با نرخ بهره پایین در اختیار شرکتها قرار میدهند. همچنین لازم است تیم مدیریتی استارتآپ فعالیت گستردهای برای پیدا کردن سرمایهگذاران فرشته انجام دهد تا مشکلات مالی شرکت را برطرف کنند. پارکهای فناوری و مراکز حامی کارآفرینی فرصتهای بیشتری برای تعامل بین شرکتهای دانشبنیان را فراهم آورند. همچنین شرکت فعال در نمایشگاههای تخصصی و تجاری میتواند زمینه مناسبی برای همکاری بین این شرکتها فراهم آورد. همچنین سالانه تعداد زیادی کارگاهها آموزشی راجع به حقوق تجارت توسط نهادهایی چون پارک علم و فناوری برگزار میشود که شرکت در چنین جلساتی میتواند باعث بهبود بینش مدیران راجع به شرایط قانونی و حقوقی حاکم بر محیط کسبوکار شود. همچنین پیشنهاد میشود که شرکتهای دانشبنیان از سیستم مدیریت ارتباط با مشتری برای دریافت بازخورد از مشتریان استفاده کنند تا بتوانند تغییرات لازم در محصولات شرکت متناسب با خواستههای مشتریان را ایجاد کنند و همچنین آگاهی بخشی بیشتری راجع به تسهیلات دولتی شرکتهای دانشبنیان صورت گیرد تا مدیران چنین شرکتهایی بتوانند استفاده بهتری از تسهیلات و فرصتهای دولتی داشته باشند. در مجموع، پژوهش حاضر گامی نوین در فهم عوامل کلیدی توسعه نوآوری و تقویت زیرساختهای دانشمحور برداشته است. یافتههای این تحقیق میتوانند به سیاستگذاران، مدیران و فعالان حوزه فناوری کمک کنند تا زمینهساز رشد پایدار و رقابتپذیری در اقتصاد دانشبنیان شوند. این مدل نهتنها سهم دانش را در توسعه اکوسیستمهای نوآورانه افزایش میدهد، بلکه راهکارهایی عملی برای بهبود همکاریهای بینبخشی و تقویت عناصر کلیدی این اکوسیستم ارائه میکند. اهمیت تحقیق در شکلدهی به استراتژیهای آیندهنگر برای توسعه اقتصادی و اجتماعی استوار بر دانش تعریف میشود. کلیدواژهها: اکوسیستم کسبوکار، دانشبنیان، توانمندسازها، تامین مالی، حمایت دولتی
فیضی et al. (Tue,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: