هدف: آبهای زیرزمینی بهعنوان مهمترین منبع تأمین آب شرب در بسیاری از مناطق جهان، بهویژه در ایران، از اهمیت ویژهای برخوردارند. استان مازندران به عنوان یکی از مناطق گردشگری شمال کشور، در سالهای اخیر به دلیل افزایش جمعیت و توسعه ساختوسازها با افزایش چشمگیر تقاضای آب مواجه شده است. این موضوع باعث شده تا بسیاری از ساکنین به حفر چاههای غیرمجاز روی آورند که برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، موجب تغییرات قابل توجهی در کمّیت و کیفیت این منابع شده است. در این پژوهش، تأثیر برداشتها بر کمّیت و کیفیت منابع آب زیرزمینی در گستره نور تا رامسر واقع در غرب استان مازندران بررسی شده است. روش: دادههای مربوط به تراز سطح آب و پارامترهای کیفی و کمّی شامل هدایت الکتریکی (Ec)، مواد جامد محلول کل (Tds)، نیترات و سدیم از ۵۰ حلقه چاه واقع در دشتهای نور–نوشهر و چالوس–رامسر، طی بازه زمانی سالهای ۱۳۹۰ تا نیمه اول ۱۴۰۱ گردآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سطح تراز آب زیرزمینی در دشت چالوس–رامسر بهطور متوسط ۳۸ سانتیمتر و در دشت نور – نوشهر ۶۲ سانتیمتر کاهش یافته است. همچنین، نمونهبرداری فصلی در چهار فصل سال ۱۴۰۰ از همین چاهها انجام شد که بیانگر تأثیر فصول تر و خشک بر تغییرات کمّی و کیفی منابع آب بود. یافتهها: تحلیل پارامترهای کیفی و کمّی حاکی از آن است که برداشتهای بیرویه منجربه کاهش سطح آب و افزایش تدریجی پارامترهای کیفی، بهویژه سدیم شده که این افزایش ناشی از استفاده از کودها و سموم کشاورزی و نفوذ فاضلابهای خانگی و صنعتی میباشد. اگرچه مقادیر فعلی پارامترهای کیفی در محدوده استاندارد قرار دارند، اما روند افزایشی آنها هشداردهنده بوده و میتواند در آینده منجربه کاهش کیفیت و افزایش شوری منابع آب زیرزمینی شود. این نتایج اهمیت مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی در مناطق تحت فشار ناشی از رشد جمعیت و فعالیتهای کشاورزی و صنعتی را برجسته میسازد. نتیجهگیری: از دیدگاه هیدروژئوشیمی، افزایش برداشت در حاشیه سفرههای ساحلی باعث معکوس شدن گرادیان هیدرولیکی و پیشروی جبهه آب شور میشود، که در صورت نبود مدیریت صحیح میتواند منبع آب شیرین را به طور کامل تحت تأثیر قرار دهد.
Ghomiavili et al. (Sat,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: