هدف: خودکشی بهعنوان یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی و چالشهای روانی ـ اجتماعی، بهویژه در میان جوانان، در سالهای اخیر روندی افزایشی داشته است. در این راستا، هدف پژوهش، بررسی رابطه جامعهشناختی بین احساس بیهنجاری و گرایش به خودکشی در میان جوانان شهر زنجان است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریههای بیهنجاری و خودکشی، ازجمله دیدگاه دورکیم درباره انسجام و نظم اجتماعی، نظریه فشار ساختاری مرتون، نظریه محرومیت نسبی بلاو و بلاو، الگوی فشار عمومی آگنیو و رویکرد فرصتهای انحرافی کلووارد و اوهلین استوار است. روششناسی پژوهش: روش پژوهش پیمایش بوده است. جامعه آماری شامل 166 هزار نفر از جوانان 20 تا 34 ساله شهر زنجان است که بر اساس فرمول کوکران، 383 نفر به شیوه نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه گردآوری و با نرمافزار SPSS تحلیل شد. اعتبار ابزار با اعتبار صوری و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافتهها: نتایج نشان داد همبستگی میان بیهنجاری اجتماعی و اقتصادی با مؤلفههای جاذبه زندگی، عدم پذیرش زندگی، جاذبه مرگ، عدم پذیرش مرگ و سازه تمایل به خودکشی معنادار است. بیهنجاری سیاسی نیز با جاذبه زندگی، عدم پذیرش زندگی و تمایل به خودکشی رابطه معناداری دارد. همچنین، احساس کلی بیهنجاری با سازه گرایش به خودکشی در سطح > P 01/ 0معنادار بود. تحلیل رگرسیونی نیز نشان داد 6/18 درصد از واریانس گرایش به خودکشی توسط متغیرهای مستقل تبیین میشود. نتایج: بهطورکلی، پژوهش حاضر تأکید میکند که گرایش به خودکشی در جوانان کلانشهرها با ابعاد مختلف احساس بیهنجاری درهمتنیده است و پیشگیری از آن مستلزم رویکردی چندسطحی و جامعهمحور است که هم به ساختار اجتماعی و هم به وضعیت روانی فرد توجه داشته باشد.
Saadati et al. (Thu,) studied this question.