هدف این مقاله مقایسهی حقوق شهروندی در اسلام و غرب و تبیین مبانی و مصادیق اختلافی آن بر اساس دیدگاه آیتالله جوادی آملی با رویکردی انتقادی است. مسئلهی اصلی پژوهش این است که مبنای تعیین مصادیق حقوق شهروندی چیست و کرامت ذاتی چه جایگاهی در این میان دارد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد از نظر آیتالله جوادی آملی، کرامت ذاتی نمیتواند مبنای اعطای حقوق شهروندی باشد؛ زیرا کرامت انسان به جهت خلیفةالله بودن اوست و انسانِ تابع هوای نفس از کرامت برخوردار نیست، ازاینرو کرامت اکتسابی باید مبنای این حقوق قرار گیرد. در مقابل، نگارنده با توجه به مناسبات حاکم بر جهان، کرامت ذاتی انسان را مبنای عام حقوق شهروندی دانسته و این حقوق را متعلق به همهی انسانها میداند. همچنین عدالت و آزادی از مبانی مشترک دو دیدگاه به شمار میآیند؛ با این تفاوت که در دیدگاه آیتالله جوادی آملی آزادی تا مرز عدالت معتبر است، در حالی که در غرب حدود آن با قرارداد تعیین میشود. به نظر نگارنده، با توجه به تحولات عرفی و سیرهی عقلا که در تعیین مصادیق عدالت نقش دارند، میتوان حقوق شهروندی را از حوزهی سیرهی عقلا دانست؛ ازاینرو در اعطای این حقوق نباید میان مسلمان و غیرمسلمان تفاوت گذاشت.
Ali Toroghi (Sat,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: