شعر مهیندخت معتمدی، شاعر و پژوهشگر کُرد، نمونهای روشن از پیوند میان زبان فارسی و هویت کُردی است. هرچند او شعرهای خود را در قالبهای کلاسیک فارسی سروده، اما مضامین، تصاویر و ارجاعات فرهنگی آثارش نشان میدهد که شعر او بستری برای بازتاب هویت یک زن کُرد است. این مقاله با رویکردی گفتمانمحور و با تکیه بر مباحث هویت در مطالعات فرهنگی، به بررسی چگونگی بازنمایی مؤلفههای هویت کُردی در شعر معتمدی میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هویت کُردی در شعر معتمدی نه از طریق زبان کُردی، بلکه از مسیر حافظهی فرهنگی، اشارههای جغرافیایی و پیوند با تاریخ کردستان بازآفرینی میشود. حضور مکرّر نامهایی چون سنندج، بانه، زاگرس، آبیدر و آربابا، همراه با تصویرپردازی از طبیعت، وطن و مردم، نقش مهمی در شکلگیری هویت جمعی در شعر او دارد. با وجود آنکه معتمدی به فارسی شعر میگفت، دلبستگیاش به زبان مادری نیز آشکار است؛ چنانکه یک غزل کُردی با عنوان «گولاله کویستان» سروده و در مقدمهی دفتر اول خود وعدهی انتشار مجموعهای از اشعار کُردی را داده است؛ وعدهای که تحقّق نیافت. علاقهی معتمدی به فرهنگ و ادبیات کُردی در ترجمههای او نیز دیده میشود. ترجمهی شعر معروف گوران با عنوان «گل خونین» و نیز ترجمهی آثار عربی شاعران و نویسندگان کُرد، از جمله لامیهالکُرد اثر عرفان و کنزاللسن اثر علامه سید احمد فائز برزنجی نشاندهندهی تلاش او در معرفی شاعران و دانشمندان کُرد است. افزون بر این، انتشار سلسله مقالاتی دربارهی سخنوران کُرد در مجلاتی چون ارمغان، جایگاه او را بهعنوان پژوهشگری دغدغهمند نسبت به هویت خود نشان میدهد.
Badrieh Ghavami (Thu,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: