هدف : اعضای هیئت علمی بهعنوان پیشگامان آموزش و تحقیقات، نقش حیاتی در ایجاد و اجرای نوآوریها ایفا میکنند. این نوآوریها نهتنها به پیشرفت دانش و فناوری کمک میکنند بلکه میتوانند تأثیرات مثبتی بر جامعه و زندگی داشته باشند؛ بنابراین حمایت و تشویق اعضای هیئت علمی برای ادامه این مسیر نوآورانه، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ لذا این پژوهش با هدف تبیین روابط علی بین توانمندسازی اعضای هیئت علمی با عملکرد نوآورانه آنان با نقش میانجیگری اعتماد به نفس خلاق با رویکرد مدلیابی معادلات ساختاری صورت گرفته است. روششناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کمی و روش توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش را اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور در سال تحصیلی 1403 – 1402 تشکیل داده که با استفاده از نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبی 316 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری پژوهش پرسشنامه محققساخته توانمندسازی اعضای هیئت علمی، پرسشنامه استاندارد اعتماد به نفس خلاق فیلان و یانگ (2003) و پرسشنامه برگرفته از پرسشنامههای عملکرد نوآورانه جیمز و جیمز (2008) و پنیادز (2006) بود. روایی و پایایی ابزارهای گردآوری پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار spss27 و Pls4 صورت گرفت. یافتههای پژوهش: یافتههای پژوهش نشان داد که توانمندسازی اعضای هیئت علمی و مؤلفههای آن با عملکرد نوآورانه و همچنین اعتماد به نفس خلاق با عملکرد نوآورانه رابطه مثبت و معنیداری (sig= 0/0001) با هم دارند. سایر یافتهها نشان داد توانمندسازی اعضای هیئت علمی و اعتماد به نفس خلاق با عملکرد نوآورانه با ضریب مسیر 631/0 و 235/0 اثرگذار بوده و توانمندسازی اعضای هیئت علمی بهتنهایی حدود 19 درصد از اعتماد به نفس خلاق را تبیین میکند و تبیین عملکرد نوآورانه اساتید از طریق توانمندسازی آنان با نقش میانجیگری اعتماد به نفس خلاق به میزان 58 درصد میباشد. نتایج : با توجه به یافتههای پژوهش، با توانمندسازی اعضای هیئت علمی از طریق تقویت اعتماد به نفس خلاق، حمایت سازمانی، رهبری مشارکتی، پاداشدهی مناسب و تنوع وظایف میتواند به تحقق و تقویت عملکرد نوآورانه آنها کمک کند. این عوامل از طریق افزایش انگیزه، ریسکپذیری و باور به تواناییهای خود، زمینه را برای خلق ایدههای نو و خلاق فراهم میکنند.
far et al. (Tue,) studied this question.
Synapse has enriched 5 closely related papers on similar clinical questions. Consider them for comparative context: